هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

500

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

يك‌شنبه ، 9 [ جمادى الثانى 1309 ه . ق . ] [ برازجان ] يك ساعت از آفتاب گذشته ، به طرف برازجان « 1 » كه 4 فرسخ است ، حركت شد . در عرض راه « گرما » و « تشنگى » اذيت كرد . از زنى صحرانشين آب گرفته ، آتش عطش [ را ] فرونشاندم . 5 ساعت به غروب مانده ، در كاروانسراى برازجان فرود آمديم . اين كاروانسرا در واقع قلعه [ اى ] متين و حصنى حصين « 2 » است . 4 سال قبل كه به زيارت عتبات عاليات مشرّف مىشدم ، اين‌جا را ديده بودم ، امّا نه به دقّت . عصر ، محض ديدن عالىجناب شيخ نجف برازجانى از منزل بيرون رفتم . در كوچه ملاقات اتفاق افتاد . زياد اظهار مهربانى كرد و با يكى از طلاب مرا نزد شيخ محمد ابراهيم پسر خود فرستاد . در آن‌جا سيّدى جليل القدر حضور داشت كه صحبتش مغتنم بود . غروب آفتاب به منزل معاودت كردم . ديشب ، دردپا دو سه مرتبه از خواب بيدارم نمود . هاى و هوى مكارىها هم مزيد بر علّت بود . از شيراز تا برازجان ، روز حركت مىكرديم و شب [ را ] آسوده بوديم . از اين‌جا تا بوشهر [ را ] بايد برعكس رفتار كرد ، زيراكه هوا گرم است و راه نيز هموار و بىكتل . طرف غروب ، ابرى محكم گرفت . مردّد شدم كه امشب برويم يا فردا ؟ دوشنبه ، 10 [ جمادى الثانى 1309 ه . ق . ] ديشب باران آمد . به خيال آن‌كه فردا حركت كنيم ، خوابيدم . نصف‌شب كه بيدار گشتم ، ابر چندان سخت نبود . پس از مستعد رفتن شدن دوباره مستحكم گرديد . ديگر اعتنا ننموده ، روانه شديم . دو فرسخى كه رفتيم ، راه را گم كرديم . رضا نيز بلد نبود .

--> ( 1 ) . برازجان ( borazjan ) مركز شهرستان دشتستان ، در 718 كيلومترى جنوب تهران و 48 كيلومترى شمال شرقى بوشهر ، كه در آبان 1385 ه . ش . 322 ، 20 خانوار و 072 ، 93 نفر جمعيت داشته است . از آثار تاريخى مهم آن مىتوان به 1 . دژ برازجان ( قاجاريه ، ثبت 1638 ، مورخ 4 دى 1362 ه . ش . ) 2 . گور دختر ( هخامنشى ، ثبت 1897 ، تاريخ 11 مرداد 1376 ه . ش . ) 3 . كاخ كوروش در ورودى شهر ( هخامنشى ، ثبت 4041 ، مورخ 10 مهر 1380 ه . ش . ) اشاره كرد . ( 2 ) . حصين ( hasin ) ، استوار ، محكم .